هر چه در بود , بستند
تنها در زندان باز است
تا باز ببندند
و دوباره باز بسته
بسته باز
باز
بس نبود
حالا طنابِ باز وبسته
این رفتار نه فقط آسمانی
که از جنس زمین و خودم
عبای آل احمد را هم که بر دوش داشته باشند
- چه بسیارهم عبا داشت این مرد-
شادند به نیستی تو
که مبادا به باشی و هستی
همه چیز
همیشه برای تو برابرتر است
تنها در زندان باز است
تا باز ببندند
و دوباره باز بسته
بسته باز
باز
بس نبود
حالا طنابِ باز وبسته
این رفتار نه فقط آسمانی
که از جنس زمین و خودم
عبای آل احمد را هم که بر دوش داشته باشند
- چه بسیارهم عبا داشت این مرد-
شادند به نیستی تو
که مبادا به باشی و هستی
همه چیز
همیشه برای تو برابرتر است
آخر کدام وکیل
در کدام زندانِ
کدام سرزمین
به اولین نیازش که خوردن است
نه می گوید
تا بگوید
برابری فقط هنگام دربندی و بر داری نیست
آخر کدام داور دادور
حکم به گردن زنی ، زنی می دهد
که جرمش خواهش دیگری است
آخر کدام
در کدام زندانِ
کدام سرزمین
به اولین نیازش که خوردن است
نه می گوید
تا بگوید
برابری فقط هنگام دربندی و بر داری نیست
آخر کدام داور دادور
حکم به گردن زنی ، زنی می دهد
که جرمش خواهش دیگری است
آخر کدام
دیر یا زود
می باید کسی از همین جنس نابرابر
گلوی زمین را پاره کند
عبا و آسمان را به هم بدوزد
و به من یادآوری کند
مرد از بن مرگ است
زن از زایش
و دشت نرگس های مصنوعی
هیچ عطر و بویی ندارد
هیچ
می باید کسی از همین جنس نابرابر
گلوی زمین را پاره کند
عبا و آسمان را به هم بدوزد
و به من یادآوری کند
مرد از بن مرگ است
زن از زایش
و دشت نرگس های مصنوعی
هیچ عطر و بویی ندارد
هیچ
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر