۱۳۸۹ اسفند ۱۵, یکشنبه



و چه بگویم از
 کوچه های کاهگلی باریک و سقف دار
پشت مطبخ
 نور همیشه از جایی که انتظارش را نداشتی
بعد از ظهر تابستان تو را
تا خنکای
سنکنجبین خیار مادر می برد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر