۱۳۸۹ اسفند ۱۵, یکشنبه

دیوار پیرایه یغمایی


آب روی آتش است
آبروی آتش است
مثل درخت دور کننده ی غم
در دریای فراخکرد
که ساقه اش نُه کوه است
و سیمرغ آشیان دارد آنجا

گاهی هم مرا می برد
سر کوه البرز
تا از آن جا نگاه کنم به هر چه خوبی در این خاک
از نامه ها که دروغ نمی گویند گرفته
تا آوار باران
  وسعت  ناب گل های شمعدانی
یک خانه پژواک صدا
و پرهیب  پُر هیبت  پیر پارسا

خوراکم  این جا مینویی است
مینوی راستی
سپاسداری
خرسندی
کامل فکری
رادی

 اگر توانش را داشتم
این دیوار را  مصادره می کردم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر