۱۳۸۹ اسفند ۱۵, یکشنبه

دیوار تورج پارسی


دلتنگ پدرم که می شوم
می روم تا این دیوار
که همچو او
نیکی ,ایمنی و آسایش می دهد
 همیشه هم خرسند باز می گردم
که نیک چشم است
و بی گمان
و بی گمان روزی
در سلوک
طی زمان و مکان می کنیم
 در خانه ی پدری
کنار دیواری
می زده
سرشک سرشک
آب
بر زمین می بیزیم


 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر