خدای تازه که باشی
و در آسمان
از بخارِ مه ، مست خواهی شد
و مست که باشی از بخار مه
زبانی تازه ابداع می کنی
که در آن هر جمله ایهام دارد
سپس خدایان قدیمی با همان زبان به تو می گویند
به زمین رو و کسی را دوست بدار
که همیشه بوی مادر را می دهد
وقتی برایت آشپزی می کند
خدای تازه به زمین می آید
عاشق پری می شود
تا ایزدبانوی عشق به پادافره این گناه
پری را درختِ برگ بو کند
از آن پس خدای تازه
خدای بلا می شود
خدای سونامی
نه خدای هنر
و تنها
آپولو هوا می کند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر