۱۳۸۹ بهمن ۱۳, چهارشنبه



این چشم های من است که می دوند
بر پای بازیِ دست ها
شانه ی لرزان
و بارانی که فکر می کنم جایی می بارد


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر